![]() |
![]() |
|
| از محبت خارها گل می شود |
|
يادش به خير وقتي بچه بوديم ، نوروز برامون چه حال و هوايي داشت . از چند هفته به عيد مونده لباساي نويي كه برامون خريده بودن ، از صندوق بيرون مي آورديم و نگاشون ميكرديم . و خدا خدا ميكرديم كه زود زود نوروز بشه و ما بتونيم اونا رو به تن كنيم . با خريدن يه جفت كفش پلاستيكي قرمز و يه پيرهن چين دار گل گلي . چقدر ذوق ميكرديم . غذاي شب عيد و كه ديگه نگو . چقدر به دهنمون مزه ميداد . قصه هاي مادر بزرگ در باره عمو نوروز و پيره زني كه چشم به راه عمو نوروز بوده تا از راه برسه ، و درست موقع تحويل سال خوابش مي بره و نميتونه عمو نوروز و ببينه . چقدر برامون جذاب و قشنگ بودن حالا نه لباسهاي رنگ و وارنگ و گرون قيمت ، نه غذاهاي رنگين و متنوع و نه ديدن عمو نوروز برامون لذتي به همراه نداره . حتي براي بچه هامون . مثل اون وقتهاي ما .
راستي فكر كردين چرا ؟ |
|
+ نوشته شده در
جمعه سی ام اسفند 1387ساعت 14:22 توسط بانو ایرانی |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
هرگز نمیرد انکه دلش زنده شد به عشق
ضمن عرض حیر مقدم از دوستان عزیز بازدید کننده خواهشمند جهت آگاهی از به روز شدن وبلاگ به رنگ عشق یاهو ایدی من banoo.razavi را در ادلیست یاهو مسنجر خود اد نمایند با سپاس فراوان بانو ایرانی |
| آرشیو موضوعی |
|
به رنگ عشق داستانهاي كوتاه و پند آموز دل نوشته ها تاريخي و علمي اعياد گوناگون سروده ها سخن دوست مناسبتها گوهرسخن اندرزها نیایش طنز |
| پیوندها |
|
نسیم صبا من و او اهميت نصرا...خان بودن ميم خانه از سرگرمي تا نرم افزار شهر فرنگ گالری عکس (آفرینش) بانو به یاد او نویسنده پیر گالری عکس مکتوبات آب و آتش به یاد داریوش |
|
RSS
|