![]() |
![]() |
|
| از محبت خارها گل می شود |
|
دوست داشتن از عشق برتر است . عشق يک جور جوشش کور است و پيوندي از سر نابينائي ، اما دوست داشتن پيوندي خود آگاه و از روي بصيرت روشن و زلال . عشق بيشتر از غريزه آب ميخورد و هرچه از غريزه سر زند بي ارزش است و دوست داشتن از روح طلوع ميکند و تا هرجا که يک روح ارتفاع دارددوست داشتن نيز همگام با آن اوج ميابد عشق در قالب دلها در شکل ها و رنگ هاي تقريبا مشابهي متجلي ميشود و داراي صفات و حالات و مظاهر مشترکي است ، اما دوست داشتن در هر روحي جلوه خاص خويش دارد و از روح رنگ ميگيرد و چون روح ها برخلاف غريزه ها هر کدام رنگي و ارتفاعي و بعدي و طعمي و عطري ويژه خويش دارد ، مي توان گفت که به شماره هر روحي ، دوست داشتني هست عشق زيبائي هاي دلخواه را در معشوق ميافريند و دوست داشتن زيبائي هاي دلخواه را در دوست ميبيند و ميابد عشق يک فريب بزرگ و قوي است و دوست داشتن يک صداقت راستين و صميمي ، بي انتها و مطلق |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سی ام فروردین 1385ساعت 22:52 توسط بانو ایرانی |
|
|
حاجی فیروزه، بعله! ------------------------------ سیزدهم ماه فروردین، روز شادی و پاسداری از طبیعت بوده است. در بیشتر آیین ها و باورها کوشیدند تا اندیشه گرامی بودن عدد دوازده را از ایرانیان گرفته و با دین و مذهب پیوندش دهند. عدد دوازده علاوه بر آن دوازده روز، نشان ماه های سال و نیم روز نیز بوده است و همواره پس از پایان آن سالی یا روزی نو آغاز می شود. در پایان دوازده هزار سال نیز جهان به سوی نور و جاودانگی می رود، پس سیزدهمین روز اولین ماه سال، روز جشن و دست افشانی و پایکوبی همگان بر دامان طبیعت بوده است. کورش نیکنام در « آئین ها و مراسم سنتی زرتشتیان » می نویسد: در ایران باستان پس از برگزاری مراسم نوروزی و هنگامی که سبزه از زمین می رویید و گندم و حبوبات سبز می شد، در روز سیزدهم که به ایزد باران تعلق داشت، مردم به دشت و صحرا و کنار جویبار ها می رفتند و به شادی و پایکوبی می پرداختند و آرزوی بارش باران می کردند .بازی چلتوپ، شبیه بازی الک دولک است. با این تفاوت که با یک چوب به توپ زده می شد و توپ آن نوع مخصوصی به اندازه نارنج بود. این توپ ها را از رزین درشکه و کالسکه و لاستیک رویی اتومبیل درست می کردند، یک روکش گلیم مانند بر آن می بافتند و به آن می گفتند «قنبلستیکی ».غذا ها : کوکو سبزی . کوکو سیب زمینی . آش رشته .در میان جشن و شادی مردم، بار دیگر حاجی فیروزها، لوطی ها و مطرب ها با دف و تنبور پیدایشان می شد و در میان مردم می چرخیدند و شادی می پراکندند .عبدالله مستوفی چگونگی مراسم سیزده به در را در اواخر دوره قاجار در کتابش می آورد و به زیبایی تمام، همه رفتارها و بازی ها و سرگرمی های مردم را در این روز شرح می دهد و می نویسد: روز یا شب پیش، هر کس به قدر وسع و لزوم تدارکی برای این روز می دید، از صبح این روز خانواده های شهری با سماورهای کوچک و بقچه بسته هایی که در آن خوراکی روزانه را بسته بودند، خیابان هایی را که به بیرون شهر می رفت، پر می کردند. دسته دیگر که سیزده به در را فقط برای عصر گذاشته بودند، از دو سه ساعت بعداز ظهر به این خیابان ها رو می آوردند. از شهر که بیرون می رفتند، هر دسته ای کنار نهر آب و سبزه زاری می نشستند. ناهار را در زیر طاق آسمان و اگر چند درختی گیر آورده بودند، در زیر سایه کم آن صرف می کردند. آجیل و شیرینی هم چه قبل از ناهار و چه بعد از ناهار داشتند، به علاوه، عصر سیزده به در کاهو با سرکه یا سکنجبین و یا سرکه شیره باید می خوردند. بعضی از خانواده های تواناتر رشته بریده و نخود و لوبیای پخته و اسفناج خرد کرده، شسته در دو سه کیسه و دوغ و کشک در یک کوزه و مقداری پیاز و روغن به همراه برده و در یورتی که برای خود گرفته بودند، آش رشته ای هم ضمیمه سایر خوراکی ها می کردند. سماور آنها از صبح بار بود. شاید این روز ده یک اهل شهر هم در شهر نمی ماند و اجمالا هر کس توانایی بدنی داشت، از این تفریح و تفرج خودداری نمی کرد. خانواده های اعیان اکثرا به باغ های داخل یا خارج شهر می رفتند و در آنجا سیزده به در را با تمام لوازم و جزییات برگزار می کردند ... . خانم ها به داربست مو کنار دیوار باغ تاب می بستند و تاب می خوردند، حتی الک دولک و توپ بازی هم می کردند منظره بیرون شهر بسیار جالب بود، بچه ها و جوان ها و کامل مردها دسته دسته به بازی های ورزشی از قبیل الک دولک بازی، اعم از سردستی و سرسنگی و چری یا نچری، زویی و توپ بازی، گردو، بل بگیر بالا بیا و چپ توپ و باقلی به چند من؟ و بازی جَرنک جَرنک اسب چه رنگ؟ و اگر وضعیت مکان اجازه می داد، گرگم به هوا و قایم باشک مشغول بودند. این روز ملی را گرامی بداریم و لغو تعطیلی ان را به هیچ عنوان نپذیریم . ------------------------------------------------ لینک زیر تقدیم به تمامی عزیزانی که عشق را می شناسند و با ان خو گرفته اند و به رنگ عشقند ------------------------------------------ معرفی وبلاگ به رنگ عشق 2 گزیده هایی از کتاب ارزشمند مغز متفکر جهان شیعه ترجمه شادروان استاد ذبیح الله منصوری ------------------------------------------ معرفی وبلاگ افرینش گالری عکس و نوا |
|
+ نوشته شده در
شنبه دوازدهم فروردین 1385ساعت 12:19 توسط بانو ایرانی |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
هرگز نمیرد انکه دلش زنده شد به عشق
ضمن عرض حیر مقدم از دوستان عزیز بازدید کننده خواهشمند جهت آگاهی از به روز شدن وبلاگ به رنگ عشق یاهو ایدی من banoo.razavi را در ادلیست یاهو مسنجر خود اد نمایند با سپاس فراوان بانو ایرانی |
| آرشیو موضوعی |
|
به رنگ عشق داستانهاي كوتاه و پند آموز دل نوشته ها تاريخي و علمي اعياد گوناگون سروده ها سخن دوست مناسبتها گوهرسخن اندرزها نیایش طنز |
| پیوندها |
|
نسیم صبا من و او اهميت نصرا...خان بودن ميم خانه از سرگرمي تا نرم افزار شهر فرنگ گالری عکس (آفرینش) بانو به یاد او نویسنده پیر گالری عکس مکتوبات آب و آتش به یاد داریوش |
|
RSS
|